
ارسال در تاريخ چهارشنبه 16 اسفند 1391 توسط sebado67s
عشق چیست؟
ازدریا پرسیدن عشق چیست؟گفت خشکیدن...
از گل پرسیدن عشق چیست؟گفت پرپر شدن....
اززمین پرسیدن عشق چیست ؟گفت لرزیدن...
ازآسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن....
ازانسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان از درونش گفت جدایی...
ولی اگر از من بپرسند عشق چیست ؟می گویم تنهایی.
ازدریا پرسیدن عشق چیست؟گفت خشکیدن...
از گل پرسیدن عشق چیست؟گفت پرپر شدن....
اززمین پرسیدن عشق چیست ؟گفت لرزیدن...
ازآسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن....
ازانسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان از درونش گفت جدایی...
ولی اگر از من بپرسند عشق چیست ؟می گویم تنهایی.
ارسال در تاريخ چهارشنبه 16 اسفند 1391 توسط sebado67s
پسر :
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
دختر :
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت.
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
دختر :
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت.
ارسال در تاريخ چهارشنبه 16 اسفند 1391 توسط sebado67s
ارسال در تاريخ چهارشنبه 16 اسفند 1391 توسط sebado67s
کاش میشد دوباره بچه میشدم از دست همه چیز خیالم راحت باشه ای کاش میشد
کـــــــاش...

ارسال در تاريخ چهارشنبه 16 اسفند 1391 توسط sebado67s
گزارشها و تحلیلهای منتشره در روزهای اخیر درباره مذاکرات هستهای ایران و گروه ۱+۵ در آلماتی، همگی بر امیدوارکننده بودن فضا و نتایج این مذاکرات دلالت دارد. از سوی دیگر، مطابق اخبار، محور بحث در این مذاکرات، پیشنهادهای ارائه شده از سوی ایران در مسکو بوده است. این امر ضرورت نگاه به عقب و بازخوانی پیشنهادهای ایران در مسکو را به طور جدی مطرح میکند.
ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 13 اسفند 1391 توسط sebado67s
دیدن دوباره پورحسین برای رئیسجمهور نوستالژی «بگم بگم» را به همراه دارد، به گونهای که احمدینژاد در سخانش در افتتاح شبکه سلامت و تماشا به مزاح خطاب به وی گفت: میخواهید الان هم بگویم «بگم، بگم». «بگم بگمی» که دیگر مانند گذشته بیهزینه نیست و حکم آن مشخص شده است.
ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه 13 اسفند 1391 توسط sebado67s












