ما را حمایت کنید
 
سیبادو


سرمربي هميشه شوخ‌طبع تيم فوتبال آلومينيوم هرمزگان در نشست خبري پيش از بازي با راه آهن براي چندين بار خبرنگاران را وادار به خنديدن کرد.

ارسال در تاريخ پنج‌شنبه 28 دی 1391 توسط sebado67s


هافبک برزيلي رئال مادريد از علاقه خود براي بازگشت به سن‌سيرو خبر داد.

ارسال در تاريخ پنج‌شنبه 28 دی 1391 توسط sebado67s


اسامي داوران قضاوت کننده در هفته بيست و دوم ليگ برتر از سوي کميته داوران اعلام شد.

ارسال در تاريخ پنج‌شنبه 28 دی 1391 توسط sebado67s
جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود. همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. ۲0سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.
ارسال در تاريخ سه‌شنبه 19 دی 1391 توسط sebado67s

حقیقت شگفت انگیز عشق ...

قوها، تنها یک شریک برای تمام عمر خود دارند و اگر یکی از آنها بمیرد شریک او نیز خواهد مرد.

ارسال در تاريخ سه‌شنبه 19 دی 1391 توسط sebado67s

شهید سیداحمد پلارک...معروف به شهید عطری

متولد سال 1344-شهادت22/1/1366

شهادت:عملیات کربلای8 شلمچه...

وقتی وارد قطعه ی شهدای بهشت زهرا میشویی وقتی قدم به قدم به مقبره ی این شهید عزیز نزدیک میشویی بوی گلاب ترشح شده از مزار این شهید عزیز تو را از خود بیخود میکند...

نقل کرده اند هنگامی که ایشان را در بنباران از زیر اوار بیرون کشیدند...بوی گلاب همه جا را فرا گرفته بود و از آن پس همیشه از سنگ مزار ایشان گلاب ترشح می شود...

امشب در این پست فقط میخواهم درد دلی برای ایشان بنویسم دردهایی که میدانم ایشان انها را می بینند و میدانم برای ارامش دلم دست به دعا بر می دارند....امشب میخواهم ایشان را شاهد تمام اشکهایی بگیرم که پهنای صورتم را فرا گرفته است...امشب میخواهم به ایشان بگویم دلم گرفته از جنس آدمی...میخواهم بگویم امشب دلم خدا را می خواهد که بگویید:برویم اینجا دیگر جای ماندن نیست...

دلم میخواهم بگویم ببین هر چه نام مادرت "زهرا(س)"سوگندی یاد کردم حرفم را نپذیرفتن...تو شاهدم باش

دلم میخواهد بگویم حرفهای مردمان این شهر و عهد و وفاهایشان دیگر بوی انسانیت نمیدهد...مردمان این شهر فقط کلام خودشان را صادق می دانند و فقط خودشان را عاشق خدا...مابقی را همه "بد"خطاب می کنند و برایشان حکم صادر می کنند...به جایگاه خدا می روند و قضاوت می کنند...

امشب از ته قلب نالیدم...امشب از سوز دلم در محراب نمازم تا صبح اشک میریزم...امشب دلم را بازهم به گدایی تو می اورم و به یاد تو زیارت عاشورا می خوانم...تو را به حق خدا تو را به پهلوی شکسته "زهرا(س)" تو امشب همانند دیگران دلم را از خود مران...امشب دلم را به امانت به تو میسپارم که نام "مردخدا"را بر تو نهاده اند...

تو را به حق خدا امشب میان تمام این نامحرمان تو دلم را تنها مگذار...کاش بودی کاش زنده بودی تا مردمانی از این دیار"مردی" را از تو می اموختن...

امشب دل شکسته ام و بدن نیمه جانم را تو ضامن باش...امشب پاهای بی رمقم دیگر شوقی برای رفتن ندارد...امشب تو دعا کن برای ارامش قلبم در بین این نامردمان کوفه صفت...

ارسال در تاريخ سه‌شنبه 19 دی 1391 توسط sebado67s

بسم ا... الرحمن الرحیم
ستایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نمود و اگر ما را هدایت نمی کردما هدایت نمی شدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنده کردی اسلام را با خونت و با خون انصار و اصحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابد پایدار و بیمه کردید . ( یا حسین دخیلم ) آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده میرویم برای گرفتن انتقام آن سینه سوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کن تا بتوانیم برای یاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فرمانبرداری به این رهبر و انقلاب عنایت بفرما . خدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضی بفرما و ما را به آنها ملحق بفرما .
خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و ا... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را بر می داشتی میدانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به کرمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی العفو...
بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید ( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم ) که میدانم بر سر قبرم می آید.
سید احمد پلارک
ظهر عاشورا 24/6/1365

ارسال در تاريخ سه‌شنبه 19 دی 1391 توسط sebado67s

ای مالک! اگرشب هنگام کسی را مشغول گناه دیدی،فردا به


آن چشم نگاهش مکن;


شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی...

(امام علی "ع")-وبلاگ یا حسین...

(ترسم از روزی که مادرت حضرت فاطمه بپرسد چه کردی با دل آنکسی که به ما پناه آورده بود...)

ارسال در تاريخ سه‌شنبه 19 دی 1391 توسط sebado67s

عوامل آبروریزی

اتهام

یکی از مواردی که باعث ریختن آبروی مومن می شود تهمت زدن به افراد است .

ابن ابی یعفور می گوید : امام صادق علیه السلام فرمود : هر که بر مرد یا زنی مؤمن به آنچه که در آن ها نیست افترا بندد خداوند او را در روز رستاخیز در "طینت خبال " برانگیزاند تا از سخنی که گفته به در آید . عرض کردم "طینت خبال" چیست ؟ فرمود : آب چرکینی که از فرج زنان بدکاره بیرون آید .

امام باقر علیه السلام روایت نموده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود : دشنام گویی به مؤمن ، هرزگی ، و پیکار با او کفر و خوردن گوشتش (باغیبت) نافرمانی خداست .

حسادت

عده ای از مردم برای اینکه به اشخاص حسادت می برند به تحقیر کردن طرف مقابل می پردازند . و حتی گاهی شرم نکرده و در حضور او بدگویی می کنند . و با کمال تعجب این رفتار خود را پسندیده می شمارند و آن را صراحت لهجه نام می گذارند در صورتی که باید این صفت را بی حیایی نامید .

بی جهت آبروی بندگان خدا را بردن و نسبت به مردمی شریف بی احترامی روا داشتن ، جز بی شرمی ، چیز دیگری نیست . این افراد گاهی به صورت شوخی و استهزاء و متلک گفتن ، مقصود خود را انجام می دهند . بدگویی ناپسند است خواه در جلسه خصوصی باشد ، خواه در جلسات بزرگ ، خواه در روزنامه باشد خواه به صورت بیانیه در آید ؛ قبیح به هر لباس درآید قبیح است .

افراط در شوخی و خنده

 در روایت آمده است که : مزاح ناروا و مسخرگی ، زبان را از اینگونه سخنان نگهدار که آبرو را می برد ، موجب سقوط و مایه ی دشمنی است ، نهال عداوت در دلها می نشاند ، با کسی مزاح نکن و اگر با تو مزاح کردند جواب نده تا رشته سخن عوض شود ، از کسانی باش که با بزرکی از لغویات می گذرند .

پیامبر اکرم(صلوات الله علیه و آله) می فرمایند : شوخی بیش از اندازه و بسیارآبرو را می برد  خنده ی زیاد ایمان را محو می کند.

عنبسه ی عاید نقل می کند:شنیدم حضرت صادق(علیه السلام) می فرمود:خنده ی بسیار آبرو را می برد.

و حضرت صادق (علیه السلام )می فرماید : مبادا مزاح کنید که آبرو را می برد.

و البته باید دانست که در این جا مطلق مزاح کردن منظور نیست، رعایت نکردن حد ومرزهای شوخی و خنده طبق فرمایشات معصومین(علیهم السلام)باعث ریختن آبرو می گردد.

استهزاء

خداوند متعای در سوره حجرات می فرمایند : لَا یَسخَر قَومٌ مِن قَومٌ. یکدیگر را مورد مسخره و استهزاء قرار ندهید .

بی شک استهزاء مومن و برجسته کردن نقص های ظاهری او و سرزنش کردن انسان به خاطر خطاهایی که مرتکب شده و همچنین نگاه تحقیر آمیز به او  باعث تحقیر و ریختن آبروی او می شود

تجسس

تجسس نیز از مواردی است که در قران به صراحت از آن نهی شده و حتی در هیچ موردی و در هیچ شرایطی انجام آن در زندگی شخصی افراد مجاز شمرده نشده و این صراحت در نهی دلالت بر گناه بودن آن دارد .

ارتباط بین تجسس و ریختن آبروی مومن به این صورت است که اگر شخصی در زندگی خصوصی مردم تجسس کند سعی می کند از تمام زوایای زندگی آنان آگاه شود و از هر مسئله ای که بدست آورد کنجکاوی او بیشتر می شود و بازگو کردن این مسئل به افراد دیگر ممکن است باعث هتک حرمت شخص و افشای مسائلی شود که شخص به آن راضی نیست .

عیب گویی

یکی از مهم ترین راههای حفظ آبروی برادر دینی ، پوشیدن کاستی های اوست . و به همین دلیل خداوند متعال که از عیان و نهان بشر آگاه است ، ستار العیوب است و عیوب مردم را برملا نمی کند پس چگونه بر انسانی که خود از عیوب عاری نیست جایز است که به عیوب مردم بپردازد و سعی در برملا کردن نواقص آن ها و بدنام کردن و آشکار کردن خطاهای او باشد .

روزى حضرت عیسى(علیه السلام) از حواریون خود سؤال کردند، اگر شما در جایى ببینید یکى از دوستان و برادرانتان هنگام خواب لباسش کنار رفته و مقدارى از عورتش ظاهر شده است، آیا سعى مى‌کنید که او را بپوشانید و یا این که عورتش را بیش تر مکشوف مى‌سازید؟ آنها در پاسخ گفتند: روشن است، سعى مى‌کنیم عورتش را بپوشانیم. حضرت فرمودند: خیر، شما این کار را نمى‌کنید، بلکه همه آن را نمایان مى‌کنید. آنها از این سخن حضرت عیسى(علیه السلام) تعجب کردند، اما متوجه شدند که در این پرسش و پاسخ سرّى نهفته است. حضرت عیسى(علیه السلام) با این کار مى‌خواستند به یاران و شاگردانشان بفهمانند که حق مؤمن بر مؤمن این است که عیب او را بپوشاند و نه تنها آن را بازگو نکند، بلکه اگر مى‌تواند پرده پوشى هم بکند تا آبرویش محفوظ بماند.

بنابراین اگر انسان کار بدى از کسى سراغ دارد نه تنها نباید از او غیبت کند و بدى او را براى دیگران بازگو نماید، بلکه باید سعى کند که این عیب مکشوف نشود و مکتوم باقى بماند؛ یعنى خطایى که از او سر زده در بین مردم و مسلمان‌ها زبان به زبان پخش نگردد.

امام صادق علیه السلام می فرمایند : کسی که به منظور عیب جویی و ریختن آبروی مومن و این که او را از نظر مردم بیندازد سخنی را نقل کند ، خداوند او را از ولایتش بیرون کرده ، به سوی ولایت شیطان می فرستد ولی شیطان هم او را نمی پذیرد .

ابی برده گوید : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با ما نماز گذارد و پس آنگاه شتاب ناک به پا خواست و به سوب در مسجد رفت و دست بر در نهاد و با صدایی بلند بانگ برداشت : ای ایمان آورندگان به زبان که ایمان در دلتان جای نگرفته ! عیبهای مؤمنان را نجویید ؛ زیرا هر که عیب های مؤمنان را بجوید خداوند نیز در پی عیب های او باشد و هر که خداوند عیب هایش را بجوید رسوایش سازد هر چند درون خانه اش باشد .

غیبت

رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود : " کسی که راه رفت در غیبت برادرش و کشف سرّ او ، اول قدمی که بردارد در جهنم گذارد ، و کشف کند خداوند سرّ او را در بین خلایق

و در روایت دیگر است که فرمودند : " شب معراج به قومی گذشتم که روی خود را با چنگالهایشان خراش می دادند و با آن صورت و سینه هایشان را می خراشیدند .. از جبرئیل پرسیدم این ها کیانند ؟ گفت : این ها کسانی هستند که گوشت های مردم را می خوردند (غیبت مردم را می کردند) و و درباره آبروی آن ها سخن می گفتند .

بنابراین کسی که در دنیا به غیبت دیگران می پردازد و آبروی دیگران را می برد ، خداوند نیز در برزخ و قیامت او را مفتضح می گرداند ، و در جهنم نیز با رسوایی و بی آبرویی به سر خواهد برد .

امام صادق (علیه السلام) از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) روایت کردند که فرمودند : "ای گروهی که به زبان ایمان آوردید و ایمان به قلب شما وارد نشده ، مذمت نکنید مسلمانان را و جستجو نکنید قبایح مستوره ی آنان را ؛ زیرا که کسی که عورات آن ها را جستجو کند ، خداوند جستجو کند عورات او را ؛ و کسی را که خدا جستجوی عورات او کند ، مفتضح کند او را اگر چه در خانه اش باشد

خداوند متعال غیور است و هتک آبروی مؤمنان هتک حرمت الهی است و اگر انسانی بی حیایی را از حد گذراند و آبروی مؤمنی را ریخت خداوند هم آبروی او را می ریزد و عیوب پنهان او را که به لطف ستاریت خود پنهان داشته بود ، آشکار می کند و او را  در بین مردم در دنیا و آخرت مفتضح می کند .

امام باقر علیه  السلام می فرمایند : " رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در معراج عرض کرد : "ای پروردگار چگونه است حال مؤمن نزد تو ؟ فرمود : "ای محمد ، کسی که اهانت کند برای من دوستی را ، پس به تحقیق ظاهر شده است به محاربه ی با من ؛ و من سریع تر هستم به سوی یاری کردن دوستان خودم از هر چه " 

اظهار نیاز نزد مردم

یکی از عواملی که باعث ریختن آبروی افراد می شود اظهار نیاز و خواهش از مردم است که باعث شکسته شدن عزت و کرامت انسان می شود . در این جا اولین چیزی که آسیب می بیند ، خود حقیق انسان و کرامت و شخصیت اوست که در حدیث داریم که مؤمن حرمتی بالاتر از کعبه دارد .

و به همین دلیل است که در روایات اجازه هر کاری به مؤمن داده شده جز آنکه با درخواست و اظهار عجز خود را حقیر کند . به دلیل این که اظهار نیاز باعث از بین رفتن آبروست چنان که امام سجاد علیه السلام فرموده است : درخواست نیازها از مردمان مایه ی خوار زیستن و از بین بردن حیا و کاسته شدن وقار است ، و این همان فقر نقد است ، و کم درخواست کردن از مردمان همان بی نیازی ( و توان گری ) نقد است .

آبروی انسان حریمی است که چون فرو ریزد ، حرمتهای بسیاری شکسته شود . بنابراین بالاترین ستم انسان به خودش این است که حرمت و عزت خود را نگه ندارد و نباید کرامت انسانی و عزت ایمانی با ذلت تکدی شکسته شود .

امام صادق علیه السلام به یکی از خدمتگذاران خود که به محل کسب و کارش حاضر نشده بود و به سبب بیکاری آبرو و عزت او در مخطره قرار گرفته بود فرمود : " ای بنده خدا عزت خود را نگهدار " آن خدمتگذار گفت : "فدایت شوم عزت من در چیست ؟" فرمودند : " به بازار و محل کسب و کار خویش رفتن و کرامت خود را نگه داشتن
به نقل از وبلاگ:http://yamin.persianblog.ir/post/18
ارسال در تاريخ سه‌شنبه 19 دی 1391 توسط sebado67s

مردی از مسلمانان مدینه به شخصی بدهكار شد و نتوانست قرض خود را ادا کند، از طرفی طلبکار اصرار داشت که او قرضش را بپردازد، آن مرد برای چاره‌جویی به حضور امام حسین علیه‌السلام آمد. هنوز سخنی نگفته بود که امام حسین علیه‌السلام دریافت او برای حاجتی آمده است. برای اینکه آبروی او حفظ شود، به او فرمود: «آبروی خود را از سوال و درخواست رویاروی  و مستقیم نگهدار، نیاز خود را در نامه‌‌ای بنویس که به خواست خدا آنچه تو را شاد کند، به تو خواهم داد.»

او در نامه‌ای نوشت: «ای ابا عبدالله! فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دارد که طلبش را بگیرد، لطفا با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، به من مهلت دهد.»

امام حسین علیه‌السلام پس از خواندن نامه او، به منزل خود رفت و کیسه‌ای محتوی هزار دینار آورد و به او داد و فرمود: «با پانصد دینار این پول، بدهکاری خود را بپرداز و با پانصد دینار دیگر، به زندگی خود سرو سامان بده و جز به نزد سه نفر به هیچ کس حاجت خود را مگو: «1- مومن و دین دار؛ که دین نگهبان او است 2- جوانمرد؛ که به خاطر جوانمردی حیا می‌کند. 3- صاحب اصالت خانوادگی؛ که می‌داند تو به خاطر نیازت، دوست نداری آبروی خود را از دست بدهی، او شخصیت تو را حفظ می‌کند و حاجتت را روا می‌سازد. "به نقل از سایت تبیان"

ارسال در تاريخ سه‌شنبه 19 دی 1391 توسط sebado67s

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران