ین قانون سیدحسن خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی را به دلیل عدم احراز شرایط سنی؛ عملا هاشمی 78 ساله را از صحنه انتخابات حذف خواهد کرد همان طور که سید حسن خمینی 40 ساله با تصویب این قانون نمی تواند وارد عرصه انتخابات شود
ادامه مطلب...
یکی از مجریان و گزارشگران بسیار معروف ورزشی تلویزیون که سالهاست با سیاه نمائی خود را به عنوان یکی از مدافعان اخلاق مداری در ورزش به افکار عمومی معرفی می کند
ادامه مطلب...
دمشق دو تکه شده است، قلب آن و حومه آن. شورشیان به حومه دمشق رسیده اند. در محاصره اند و محاصره کرده اند! ورق برای آن ها برگشته است. دوران رکودشان به پایان رسیده است. پول می رسد، سلاح می رسد، جنگجو هم می رسد. اکنون اوضاع به کامشان است. پاتریوت ها هم به مرز ترکیه رسیده اند.
ادامه مطلب...
بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران

یكی از درس های مهم عاشورا كه ویژگی یاران حضرت امام حسین علیه السلام و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و بایستی سرلوحه منتظران قرار گیرد، بصیرت است. بصیرت یكی از خصلت های ستودنی حضرت عباس علیه السلام است كه در زیارت ایشان و در وصفی كه حضرت سجاد علیه السلام از ایشان دارد، به آن تأكید شده است؛ «كان عمنا نافذ البصیره؛ عموی ما ، اهل بصیرت بود». بصیرت به معنای ورود دقیق و آگاهانه است. بصیرت جلوه هایی دارد كه به برخی از آنها اشارتی می شود.
امام شناسی
معرفت به امام در اوج جلوه های بصیرت است. بصیرت به آنكه امام چه جایگاهی دارد؟ چه اهدافی را دنبال می كند؟ چه دغدغه ای دارد؟ منتظر چیست؟ چگونه باید او را یاری كرد؟ وظیفه دیگران در قبال او چیست؟
در موقعي كه سرپرستي حوزه علميه اراك رابه عهده داشتند براي حضرت آية اللّه حاج مصطفي اراكي نقل فرموده بودند.
هنگامي كه من در كربلا بودم شبي كه شب سه شنبه بود در خواب ديدم شخصي به من گفت :
شيخ عبدالكريم كارهايت را انجام بده سه روز ديگر خواهي مرد.

من از خواب بيدار شدم و متحير بودم گفتم : البته خواب است و ممكن است تعبير نداشته باشد.
روز سه شنبه و چهارشنبه مشغول درس و بحث بودم تا خواب از خاطرم رفت روز پنج شنبه كه تعطيل بود با بعضي از رفقاء به طرف باغ مرحوم سيد جواد رفتيم در آنجا قدري گردش و مباحثه علمي نموديم تا ظهر شد ناهار را همانجا صرف كرديم پس از ناهار ساعتي خوابيديم .
در همين موقع لرزه شديدي مرا گرفت رفقاء آنچه عبا و روانداز داشتم روي من انداختند ولي همچنان بدنم لرزه داشت و در ميان آتش تب افتاده بودم حس كردم كه حالم بسيار وخيم است به رفقا گفتم مرا به منزلم برسانيد آنها وسيله اي فراهم كرده و زود مرا به شهر كربلا آوردند و به منزلم رساندند در منزل بي حال و بي حس افتاده بودم بسيار حالم دگر گون شد در اين ميان به ياد خواب سه شب پيش افتادم علائم مرگ را مشاهده كردم با در نظر گرفتن خواب احساس آخر عمر كردم .
اگر کسى خواهد محفوظ بماند از بلاهاى نازله در این ماه، در هر روز این دعا را ده مرتبه بخواند: 
« یا شَدیدَ القُوی و یا شَدید المِحال، یا عزیزُ، یا عزیزُ، یا عزیزُ، ذَلَّت بعَظِمَتِکَ
جَمیعُ خَلقِک فَاکفِنی شَرَّ خَلقِک، یا مُحسِنُ یا مُجمِل یا مُنعِمُ یا مُفضِل یا
لاإلهَ إلّا أنتَ، سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاستَجَبنا لَه ُو نَجَّیناهُ مِنَ الغّمِّ
وَ کَذلِکَ نُنجِی المُؤمِنینَ وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحمدٍ وَ آلِهِ الطَّیبینَ الطّاهرین.
((اي سخت نيرو، و اي سختگير! اي عزيز، اي عزيز، اي عزيز! خوارند از بزرگيات همه
خلقت. پس كفايت كن از من شرّ خلق خودت را، اي احسان بخش! اي نيكوكار! اي
نعمت بخش! اي عطا دِه! اي كه معبودي جز تو نيست! منزّهي تو! به راستي من از
ظالمانم. اجابت كرديم برايش و نجاتش داديم از غمّ و همچنين نجات دهيم مؤمنان را،
و رحمت كند خدا بر محمّد و آل پاك و پاكيزهاش!))
در ضمن در این ماه ، به صدقه دادن سفارش بیشتری شده است.
صدقه برای امام زمان در هر روز ماه صفر فراموش نشود

«صله» مصدر فعل «وصل» در مقابل «فصل» به معنی «اتصال» و به هم رسیدن است، بنابراین؛ «صلة رحم» یعنی با فامیلها به هم رسیدن «و به حال هم رسیدگی کردن» میباشد. «رحم» نیز از «رحمة» به معنی رأفت و مهربانی، گرفته شده است و چون فامیلها و بستگان، نسبت به همدیگر عطوفت و مهربانی دارند «رحم» نامیده شدهاند. این سنت از دیدگاه قرآن کریم از دو جهت قابل ملاحظه است:
الف: از جهت فقهی
«قطع» آن به دلیل آیات و روایات متعدد از محرمات کبیره است، چنان که قرآن کریم می فرماید:
«وَ الَّذِینَ یصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ؛ و آنها که پیوندهایی را که خدا به آن امر کرده برقرار میدارند و از پروردگارشان میترسند و از بدی حساب (روز قیامت) بیم دارند».[2] در روایات اسلامی و کتابهای تفسیر، یکی از مواردی که «وصل آن» مورد امر خداوند به حساب آمده، «صلة رحم» است.[3] مثلاً در حدیثی از امام صادق ـ علیهالسّلام ـ میخوانیم که از آن حضرت دربارة تفسیر «وَ الَّذِینَ یصِلُونَ ...» سۆال شد «(فقال قراتبک)؛ فرمود: منظور خویشاوندان تو است».[4]
هو الهادی الی المهدی

فطرت بر تمجید و تبلیغ محبوب و معشوق سرشته است و عاشق همه چیز را پنهان میكند جز محبت را و صد البته كه محبت میوه معرفت است و البته تعریف و تمجید و تحبیب به اندازة معرفت است و بیش از این انتظاری نیست.
لیکن، جوشش درون بسیار بیش از ریزش برون است اما صد حیف كه توان بیانش نیست. به نظر تو اگر این همه عاشقانه سرودنها و جمعه به جمعه سوختنها شناخت نیست پس چیست؟!
هزار و صد سال انتظار و شناخت نیست (یا دیوانگی است یا اوج عقل است)
نسل به نسل، شهر به شهر، سلسله به سلسله همه او را میخوانند.
آیا دوستی كه با پیكهای بزرگ و كوچك دور و نزدیك برای تو پیغام میفرستد دوست نداری! نواب اربعه، شیخ مفید، ابن مهزیار، سید بن طاوس، مقدس اردبیلی، علامه مجلسی، سید بحرالعلوم چه خصوصیتی داشتهاند جز اینكه با غایب از نظر احساس حضور داشته اند و چه بسیار كه گمنامند آیا من و تو چه گمان میكنیم؟ در رهگذر تاریخ، دین خدا را چه كسی حفظ كرده است؟ از شر مغولان، از شر كتاب سوزان، از شر بنیعثمان (امپراطوری عثمانی) آن زمان كه فقهای شیعه را در حبس میكشتند، آن زمان كه گروهی را به جان گروهی دیگر میانداختند، به طمع قدرت و ثروت دین را میفروختند و جهل میافروختند. در سیطره مدرنیته كه فرهنگهای بشری یكی از پس دیگری له میشدند چه كسی این تار مو را نگاه داشت و سلسله ایمان را پیوسته كرد.
«حرملة بن کاهل اسدی کوفی» همان کسی است که تیر سه شعبه او در روز کربلا منجر به شهادت طفل شیرخواره امام حسین(ع) شد، آری، گرگصفتان کربلا، هر کدام جنایتی بزرگ و فراموش ناشدنی مرتکب شده بودند، اما از نفرین امام سجاد(ع) درباره این جانی روز عاشورا به خوبی نمایان میسازد که هیچ کس به اندازه حرمله، دل امام و اهل بیت(ع) را به درد نیاورده بود.
*نفرینی که امام سجاد(ع) در حق حرمله کرد
شیخ طوسی، در «امالی» مینویسد: منهال بن عمرو -از شیعیان و یاران امام سجاد(ع) است- گفت: پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد(ع) رسیدم. امام، از من پرسید: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟ عرض کردم: هنگامی که از کوفه آمدم، زنده بود، دیدم امام(ع)، هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود: « اللهُمَّ اَذِقْةُ حَرَّ الْحَدید، اللُّهمَّ اذِقْهُ حَرَّ الْحَدید، اللُّهمَّ اَذِقْهُ حَرَّ النّار»، خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان
