دل نوشته های یه عاشق تنها
برای خریدن عشق هر کسی هر چه داشت داد، دیوانه هیچ نداشت و گریست گمان کردند چون هیچ ندارد میگرید، اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است و قیمت اشک عشق
می دانی؟
یک وقت هایی باید
رویِ یک تکه کاغذ بنویسی
تعطیل است
و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت
... ...
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویی:
بگذار منتظر بمانند.
ارسال در تاريخ سهشنبه 07 آذر 1391 توسط sebado67s