چغندر ها رو بپزیید و رنده کنید و با ماست مخلوط کنید کمی نمک هم اضافه کنید



که با ذغال واسه خودشون سیبیل میذاشتن تا شبیه باباهاشون بشن ،
نه بچه های الان که ابرو برمیدارن تا شبیه مامانشون بشن !!!!


سر قبر نشسته بودم.باران می آمد.روی سنگ قبر نوشته بود«شهید مصطفی احمدی روشن» از خواب پریدم.
مصطفی ازم خواستگاری کرده بود،ولی هنوز عقد نکرده بودیم.بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم.زد به خنده و شوخی. گفت «بادمجون بم آفت نداره» ولی یک بار خیلی جدی پاپی اش شدم که «کی شهید می شی مصطفی» مکث نکرد،گفت« سی سالگی».
باران می بارید شبی که خاکش می کردیم.

هـنوز که هنـوز است بعضی از صـحنههای زیارت آخـرم در ذهنـم هست. میرفتـم رواق دارالحجـة. پاتوقم برای درد دل کردن با مـحبوبم شده بود آنـجا. این کار روزم بود؛ شبها هم گوشهای از صحن جامع رضـوی با بـچهها هیأت برپا میکردیـم. عاشق شبنشینـی در صحن انقلاب بودم. شبها بعد از هیأت میرفتـم آنـجا. خاصیت منـحصر به فرد صحن انقلاب این است که هم رو به قبلهی دین بودم و هم رو به قبلهی دل.
وقتی پای حرفهای کسی مینشیـنم که بیست و نـهم ماه صفر مشهد بوده، با هر کلمهای که از حال و هوای حرم میگوید یک قدم با پای دل به مضـجع شریف نزدیکتر میشوم. اما مـُدام میگویـم "شنیـدن کـِی بـُود مانند دیدن". بیست و نـهم ماه صفر امسال هم شنیـدههایم از حال و هوای حرم امام رضا ـ علیه السلام ـ دیدنی نـشد؛ اما هر کـجا باشـم با افتـخار میگویـم:
مـن بنـــدهی دربارِ رضـا مـیباشم بردرگــه آن شـاه، گـدا مـیباشـم
مولا و ولینعمت من حضرت اوست مِسکیـنم و محتاج عطا میباشم 1
بـعضی وقتها به مصداقهای بیشتـری برای ضرب المثلِ "شنیـدن کِـی بـُود ماننـد دیدن" پی میبرم. اگر دقت کرده باشیـد این ضرب المثل را زمانی به کار میبرند که از یک مـکان زیارتی یا تفریـحی تـعریف میکنند یا جزئـیات یک واقعه را توضیـح میدهنـد.
به نـظر من این ضرب المثل در مورد کتابها هم میشود به کار برد. خیلیها فقط عباراتـی را از کتابهای مرجـع و مستنـد میشنوند و لذت زیادی هم میبرند از شنیدنـشان. حق دارنـد؛ آخر این کتابها آنـقدر بار مـعنوی به انسان میدهنـد که قابل وصف نیست. کسی که عبارات این کتابها را میشنود منقلب می شود و درس میگیرد، چه برسد به کسی که آنـها را مطالعه میکنـد! مثلاً کسی که کارش تفسیـر قرآن است تأثیـر پذیریاش از قرآن بیشتر است از کسی که فقط تفسیر قرآن را از زبان دیـگری میشنود. پس میشود گفت شنیدن از این کتاب ها کـِی بـُود ماننـد دیدنِ آنـها.
یکی از این کتابهایی که شنیدن از آنـها انسان حقیقتجو را سیراب نمیکند و فقط مطالعه کردنـش است که باعث میشود دری از درهای علوم بیپایان اهل بیت ـ علیـهم السلام ـ برای انسان باز شود؛ کتاب شریف "عیـون اخبار الرضا "2 است.
اگر چه تمام موضوعات این کتاب شیفتگی و جذابیت دارد اما یکی از موضوعات چشمگیر در این کتاب شریف مناظرههای امام رضا ـ علیه السلام ـ با علمای ادیان و مذاهب مختلف به زبان خودشان است. این در حالی است که مأمون با برپایی این مناظرهها قصد داشته جایـگاه علمی و معنـوی امام رضا ـ علیه السلام ـ را کم ارزش جلوه دهد اما همیشه خودش و تمام حاضرین در پایان مناظره مبهوت و حیران علم الهی امام رضا ـ علیه السلام ـ میشدند.
1 ـ مدایـح الــرضویة ، علاء الدین افــشار ، ص 16.

تقدیم به یوسف زهرا (س)
امام مهدی (عج) در سال 260 هجری قمری امامتشون رو آغاز کردند یعنی به نوعی سروری رو برای ما به عهده گرفتند
با این حساب 1173 سال هستش که ذخیره خدا (بقیة الله ) امامت ما شیعیان هستند .
تو همین روزا (8 ربیع الاول) بود امام حسن عسگری (ع) شهید شدند و میراث جدش (امام علی (ع) ) رو به پسر بزرگوارش امام زمان (عج) تقدیم کردند
می خوام بگم امامون الان به لطف خدا زنده هستند ایشون نه جناح سیاسی راسته ، نه چپ ، نه تروریسته ، نه صهیونیسته و نه جنگ طلب
ولی متاسفانه این روزا هر چه به ظهور ایشون نزدیک میشم وصله های ناشایستی به ایشون می چسوبنند
دشمن زیاده : سیاسی ، مذهبی و....
اما میخوام به نواده های قاتل حضرت زهرا (س) که با کج فهمی هاشون دین اسلام رو به سمت و سوی شیطان سوق می دهند بگم با دم شیـــر بازی نکنید .
فکراتون رو منحرف نکنید منظورم همین ملعون های وهابی و سلفی و ... که به خون شیعه آلوده ست هستم
زمونه بدی شده الان بچه مسلمانم هم خواسته یا ناخواسته ، دانسته یا ندانسته با رفتارش به نوعی راه دشمنی با اهل بیت (ع) رو پیش گرفته
بگذریم
زیاد حرف زدم
بریم سر اصل مطلب : تقاضا من از شما اینه که برای سلامتی حجة با الحسن مهدی صاحب الزمان (عج) و کوری چشم همین دشمنان که چشم دیدن من و شما و حتی مهدی (عج) رو ندارند با 3 صلوات همراه با و عجل فرجهم سالروز به امامت رسیدن مهدی (عج) رو تبریک و تهنیت عرض کنیم . مریضا فراموش نشه

التماس دعا







