ما را حمایت کنید
 
سیبادو
ز بحرين خبر رسيده كه علاوه بر كشتار شيعيان و نبش قبر علماي شيعه و تجاوز به نواميس و تخريب حسينيه ها رو ديوار هاي شهر نوشته شده:

أين مهديكم؟ يعني مهدي شما كجاست؟؟؟؟


براي فرج دعا كنيم - فقط ه م ي ن

منبع:از سایت طرح حکمت

ارسال در تاريخ یکشنبه 15 بهمن 1391 توسط sebado67s

 

 شیوه عزاداری و آثار عزاداری - استاد رفیعی

 

در خیمه ها صدای خدایا بلند شد

 زینب برای پرسش آیا ؛ بلند شد

 

 فریاد واحسین ؛ زاعماق سینه اش

 

تا گشت با خبر زقضایا بلند شد

 

 پرسید غرق ناله که آقا چه می شود ؟‌

 

تکلیف زینبت شب فردا چه می شود؟‌

 

سجاده باز کرده ای و ناله می کُنی

 

باران شدی و توبه ی صد ساله می کُنی

 

گاهی خروج می کنی از خیمه گاه خود

 

خیره نگاه جانب آن چاله می کُنی

 

انگار این عمل ؛ عمل دل به خواه توست

 

این تکّه از زمین نکند ؛‌ قتله گاه توست

 

امشب فضای خیمه پُر از عطر سیب توست

 

زینب اسیر گریه ؛ زحال عجیب توست

 

حرفی بزن عزیز دل من که خواهرت

 

مضطر ترینِ ناله امن یجیب توست

 

اشکت به من اجازه آوازه می دهد

 

دل شوره ام خبر ز غمی تازه می دهد

 

 یک لحظه کن نظر به من زار و مضطرت

 

آری منم که زل زده ام در برابرت

 

از بسکه محو ذات خداوند اقدسی

 

اصلاً‌ محل نمی دهی امشب به خواهرت

 

از جان من عروج مکن روح پیکرم

 

حرفی مزن ز رفتن خود ؛ ای برادرم

 

 خون منِ زخود شده را کم به شیشه کن

 

زخم فراق ؛‌کم به دل خسته ریشه کن

 

یا حرفی از جُدا شدن از خود مگو وَ یا

 

با من مگو عزیز دلم صبر پیشه کن

 

 امشب دلـم اسیــر مــلال اسـت یـــا حسین

 

من بی تو ؛‌ عین فرض محال است یا حسین

 

 گریان ترین دیده دریایی توام

 

امشب اسیر غصّه فردایی توام

 

 گفتی زبسکه یک شبه تغییر می کنی

 

من نیز ناتوان ز شناسایی تو ام

 

گفتی به ناله غرق تمنا بکن مرا

 

زینب بیا و خوب تماشا بکن مرا

 

گفتی تمام پیکر تو زخم می شود

 

از پای تا دم سر تو زخم می شود

 

اذنم دهی به صورت خود لطمه می زنم

 

بامن مگو که حنجر تو زخم می شود

 

 گفتی سری به روی تنت نیست بعد از این

 

جز تکه بوریا کفنت نیست بعد از این

 

 

ارسال در تاريخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط sebado67s

بینش حسینی و رفتار حسینی - استاد رفیعی

 

شب عاشورا

 

امشب ای مردم غفلت زده، مهلت بدهید

 

تا که «حر» سوی ره راست ز بیراهه شود

 

اصغرم را بگذارید که تا فردا صبح

 

 سن قربان شدنش کامل و، ششماهه شود

 

حبیب چایچیان

ارسال در تاريخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط sebado67s

 

دانلود سخنرانی استاد رفیعی  -  پنج انگیزه امام حسین(ع) از قیام 

 

 

شب عاشورا

 

در شب پر شور عاشورا ، به دشت کربلا 

تا سحر ، بیدار و شادانند اصحاب حسین

صوت قرآن و ، نماز است و ، مناجات و دعا

روشنائی بخش آنان ، نور مهتاب حسین .....

گفت با خویشان و با اصحاب خود آن شب امام 

چون که فردا ، روبرو با لشگر دشمن شوم

جز شهادت نیست راه دیگری در این قیام 

دوست دارم ، کشته در این راه ، تنها من شوم

هر که می‌ترسد ز جان خود ، درین جنگ شدید

خیز و ، در پردة شب ، گیرد اکنون راه خویش

هر که می‌خواهد که فردا ، همرهم گردد شهید

عهد بندد با خدایش ، در دل آگاه خویش

یک زبان ، گفتند : هرگز ، ای عزیز فاطمه

کی ترا تنها گذاریم و ، ازین صحرا رویم

نیست ما را یا حسین از این شهادت واهمه

ای خوشا ، با رو سپیدی ، ما ازین دنیا رویم

در شب پر شور عاشورا ، به دشت کربلا

تا سحر بیدار و شادانند اصحاب حسین

صوت قرآن و ، نماز است و ، مناجات و دعا

روشنائی بخش آنان ، نور مهتاب حسین ....

سیزده ساله جوانی بود و ، پرسیدش امام :

مرگ در پیشت چگونه باشد ای پور حسن ؟

در جواب پیشوایش ، گفت با صد احترام :

از عسل شیرین تر است این مرگ خونین پیش من

آن یکی گفتا : اگر هفتاد باره جان دهم 

زنده گردم ، باز ، در راهت فداکاری کنم

دوست دارم ، جان به راه عترت و قرآن دهم 

تا نفس دارم ، امام خویش را یاری کنم

یک زبان گفتند : کی امشب به پایان می‌رسد ؟

کی شود فردا ؟ که جان در یاری قرآن دهیم ؟

جان ما بعد از شهادت ، چون به جانان می‌رسد

 کی شود پیش امام خود ، خدایا جان دهیم ... ؟

 

حبیب چایچیان

ارسال در تاريخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط sebado67s

 

 

دانلود سخنرانی استاد رفیعی  -  امام سجاد (ع) و صحیفه سجادیه

 

شب عاشورا

 

شب وصل است و تب دلبری جانان است

ساغر وصل لبالب به لب مستان است

در نظر بازی شان اهل نظر حیران است

گوییا مشعله از بام فلک ریزان است

چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

یا رب این بوی خوش از روضه ی جان می آید

یا نسیمی است کز آن سوی جهان می آید

یارب این نور صفات از چه مکان می آید؟

عجب این همهمه از حور جنان می آید

یا رب این آب حیات از چه دلی جوشان است؟

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

گوش تا گوش همه کرّ و فر دشمن پست

شاه بنشسته بر او حلقه ی یاران الست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

چار تکبیر زده یک سره بر هر چه که هست

خیمه در خیمه صدای سخن قرآن است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

وه از آن آیت رازی که در آن محفل بود

مفتی عقل در این مسئله لا یعقل بود

عشق می گفت به شرع آنچه بر او مشکل بود

خم می بود که خون در دل و پا در گل بود

ساغر سرخ شهادت به کف مستان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست

او چو شمعی ست که جان ها همه پروانه ی اوست

شرف میکده از مستی پیمانه ی اوست

هر کجا خانه ی عشق است همه خانه ی اوست

حالیا خیمه گهش بزم گه رندان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

محرمان حلقه زده در پی پیغامی چند

چشم اِنعام مدارید ز اَنعامی چند

فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند

که نمانده ست ره عشق مگر گامی چند

در بلاییم ولی عشق بلاگردان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

امشب است آن که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

با من راه نشین باده ی مستانه زدند

قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند

یوسف فاطمه را ننگ جهان زندان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا عمل مذهب رندان بکنم

قطع این مرحله با ملک سلیمان بکنم

حمله بر شعبده از دولت قرآن بکنم

آنچه استاد ازل گفت بکن آن بکنم

عاقبت حانه ی ظلم است که آن ویران است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

نقد ها را بود آیا که عیاری گیرند؟

تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

و به تاریکی شب ره به کناری گیرند

صادقان زآینه ی صدق غباری گیرند

صحنه ی مشهد ما صحن نگارستان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

در شب قدر نگفت از سر و سامان زینب

داشت اندیشه ی فردای یتیمان زینب

گفتی از یاد پریشانی طفلان زینب

داشت امشب همه گیسوی پریشان زینب

این چه خوابی ست که در خواب گه شیران است ؟

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا قد رعنای حسین است کمان

باز جوید شه بی یار ز عباس نشان

ز علمدار خود آن خسرو شمشاد قدان

که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

قرص خورشید هم از خجلت او پنهان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

علی اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند

صبر از این بیش ندارم چه کنم ؟ تا کی و چند ؟

جان به رقص آمده از آتش غیرت چو سپند

بوسه ای بر لب خشکم بزن ای چشمه ی قند

دستی اندر خم زلفش که چنین پیچان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

او سلیمان زمان است که خاتم با اوست

سرّ آن دانه که شد رهزن آدم با اوست

نفس همّت پاکان دو عالم با اوست

زخم شمشیر وسنان چیست که مرهم با اوست ؟

پس چه رازی ست که خنجر به گلو برّان است ؟

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

شام فردا که رسد زینب گریان و دوان

در هیاهوی رذیلانه ی آن اهرمنان

پرسد از پیکر صد چاک شه تشنه زبان

که شهیدان که اند این همه خونین کفنان

جگر رود فرات از دل او سوزان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

او که دربانی میخانه فراوان کرده

نوش پیمانه ی خون بر سر پیمان کرده است

اشک را پیرهنِ یوسفِ دوران کرده است

چنگ بر گونه زده موی پریشان کرده است

در دل حادثه مجموعِ پریشانان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

گفت عباس که: من از سر جان برخیزم

از سر جان و جهان دست فشان برخیزم

از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

من به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم

این چه روح است و کرامت که در این یاران است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

 

 

ارسال در تاريخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط sebado67s

 

دانلود سخنرانی استاد رفیعی  -  نصیحت پیامبر اسلام (ص) به اباذر غفاری

 

 

     یا حسین(ع)

 

شبِ آخر بگذار این پَر ِمن باز شود

 

بیشتر رویِ تو چشم تر ِمن باز شود

 

 

 

حرفِ هجران مزن اینقدر مراعاتم کن

 

دست بردار ، دلِ مضطر ِ من باز شود

 

 

 

جان زینب برو از کرب و بلا زود برو

 

مگذاری گره ی معجر من باز شود

 

 

 

آه ، راضی نشو بنشینم و گیسو بکشم

 

آه ، راضی نشو موی سر من باز شود

 

 

 

پای دشمن به روی پیکر تو باز شود

 

روی دشمن به روی معجر من باز شود

 

 

 

جانِ من حرز بینداز به گردن مگذار

 

جای این بوسه ی پیغمبر من باز شود

 

 

 

جان زینب برو مگذار غروب فردا

 

سمت گودال رهِ مادر من باز شود

 

 

 

حیف از این زیر گلو نیست خرابش بکنند؟!

 

پس اجازه بده تا حنجر من باز شود

 

 

 

لااقل قول بده زود خودت جان بدهی

 

بلکه راهِ نفس آخر من باز شود

ارسال در تاريخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط sebado67s

 

 

دانلود سخنرانی استاد رفیعی  -  نصیحت پیامبر اسلام(ص) به اباذر درباره وقت

 

شب عاشورا

 

امشب فقط مانده برای ما برادر

 

این دشت فردا می کند غوغا برادر

 

با من نگو فردا چه خواهد شد که زینب(س)

 

می ترسد از غمهای این صحرا برادر

 

خار مغیلان بیابان جمع کن تا

 

فردا نگردد جمع با پاها برادر

 

راز و نیاز امشب تو فرق دارد

 

از غصه ها می گوید این نجوا بردار

 

می گویی از گودالُ خونُ و طاقتی نیست

 

تا دیدنیها بشنوم حتی برادر

 

باور ندارم زینتِ دوش نبی را

 

سُمها کند هم سطح با شنها برادر

 

درد فراق تو برای کشتنم بس

 

دیگر چرا سر نیزه و سرها برادر

 

از غارت خلخال و خون گوشواره

 

چیزی نگویی بین مَحرمها برادر

 

گفتی اسارت می روم، اینکه محال است!!

 

با غیرتی که دیدم از سقا برادر

 

وقتی میان نیزه ها گم شد تن تو

 

با ناله ات راه مرا کن وا برادر

 

ای وای از آن لحظه که می آید، ندای

 

آهِ غریبِ مادرِ زهرا برادر

 

حسین ایمانی

ارسال در تاريخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط sebado67s

 

دانلود سخنرانی استاد رفیعی  -  نصیحت پیامبر اسلام(ص) به اباذر درباره حقوق الهی

 

شب عاشورا  

 

امشب زینب قصه ی فردا می گوید

 

 

فردا گلها زغصه ی دلها می روید

 

 

امشب دلها به کنج سینه ها می سوزد

 

 

فردا دشمن زاوج کینه ها می سوزد

 

 

امشب رقیه روی قلب پدر خواب است

 

 

فردادرون قتلگه خورشید بی تاب است

 

 

امشب صدای خواندن قرآن زخیمه ها آید

 

 

فردا نسیم  شقایق حماسه ها دارد

 

 

امشب کبوتر از دل داغ شکسته پر می زد

 

 

فردازبال خونی او باغ لاله می ریزد

 

 

امشب ببین که خون خدا از صدای او جوشد

 

 

فردا چقدر حادثه از کربلا می جوشد

 

 

امشب  ابالفضل علم ومشک تشنه می خواهد

 

 

فردابیا که حسرت آب درنگاه می ماند...

 

 

امشب سکوت بر لب تشنه خیز صحراماند

 

 

فرداگذشت ماه ودستهای بریده برجا ماند

 

 

امشب پراست از شب وماه وگریه های غریب

 

فردازخون شود جاری رودهای غریب

 

شاعر : فاطمه خمسی

ارسال در تاريخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط sebado67s

 

 

دانلود سخنرانی استاد رفیعی  -  طرز نگاه به گناه 

 

 

 شب عاشورا

 

امشب عزیز زهرا، در ذکر یا الله است

 

    فــــــــــردا سجاده او، گودال قتلگاه است

 

یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)

 

امشب ابا عبدالله، در خیمه ها مهمان است

 

فردا تنش چون قرآن، زیر سُمّ اسبان است

 

یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)

 

امشب نخوابد اصغر، یک لحظه در گهواره

 

فردا ز حلق خشکش، خون می زند فوّاره

 

امشب عــــــــــلی اکبر، گردد به دور بابا

 

فردا شود در میـــــدان، لب تشنه اِرباً اِربا

 

یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)

 

امشب کنــــــد سقائی، سقا به اشک دیده

 

فردا کند سرداری، بــــــــا بازوی بریده

 

امشب به جام سقا، آتش بجـــای آب است

 

فردا دل سکینه، از داغ او کـــــباب است

 

یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)

 

امشب از لب نیفتد، ذکر و دعای قاسم      

 

فـــــــــــــردا ابا عبدالله، گرید برای قاسم

 

یا رب به حق زینب، سحر نگردد امشب (2)

 

ارسال در تاريخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط sebado67s

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران